یک زن بدنبال آرامش
چگونه روح تو در حال جاری است؟
وقتی همه افعالت ماضی شده اند
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٩ساعت
٦:٠٢ ق.ظ توسط لیلا نظرات ()
می دانی هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد،
می دانی آنقدر معصوم نیستی که معجزه بر تو حلال باشد،
اما باز نگاهت به آسمان است و لب هایت می جنبد به دعا، یا باز منتظر می مانی
کلا"
می دانی مثل قبل نمی شود، اما احساس می کنی می شود.
جنگ عقل است و دل.
عاقلانه دل باختن را سال هاست فراموش کرده ای
می دانی باید یک روز بیدار شوی اما باز می خوابی،
عمیق،
زیاد،
طولانی
می دانی فایده ندارد اما باز می نویسی
می دانی جواب ندارد اما باز سوال می کنی،
با شیوه زندگی ات
می دانی شب اگر بیدار بمانی دیوانه می شوی
اما باز بیدار می مانی
می دانی این راه برگشت ندارد اصلا"
اما باز به رفتن ادامه می دهی
نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢۸ساعت
٩:٢۳ ب.ظ توسط لیلا نظرات ()
نخست دریا/ از چشم هایش کوچیده بود/ بعد شب/ شاید هم نخست شب/ بعد دریا/ چشم هایش سفید سفید بود/ او به ما خیانت کرده بود...
نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٦ساعت
٤:۳٥ ق.ظ توسط لیلا نظرات ()
| Design By : Pichak |

